عبدالله مستوفى
674
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
عصاى شكسته « 1 » بىخبرى از كنه وقايع شرط انصاف نيست ، و چون در اين پانزده سالهء ماقبل آخر مركز تمام امور و ام الاسباب گردش تمام كارهاى كشور ، اعم از نظامى و قلمى شخص شاهنشاه فقيد بوده است ، ساختن و پرداختن تاريخ اين دوره كار اشخاصى است كه از نزديك با آن مرحوم سروكار داشتهاند ، مانند آقايان حسين سميعى و حسين شكوه و سرلشگر جهانبانى و محمود جم و فرج اللّه بهرامى ، كه بر فرض اينكه دل و دماغ تاريخنويسى هم نداشته باشند لامحاله با حافظهء سرشار خود يادداشتهائى تدوين كنند كه با روزنامههاى وقت توأم شده ، زمينه براى تاريخنويسان اين دورهء پراهميت بدست بيايد . معهذا با اينكه كرارا و در همين چند سطر پيش هم نوشتهام ، كه جاهطلبى تاريخنويسى ندارم ، اگر آقايان يادداشتهاى خود را ولى مدون و خوانا ، براى من بفرستند ، حاضرم در تحت همان عنوان « شرح زندگانى من در دورهء شاهنشاه پهلوى » با همين سبك نگارش ، بدون اينكه از منبع وقايع ذكرى بكنم ، و مستند تاريخى بدست بدهم ، براى اين بيست ساله هم آسمان و ريسمانهائى ، از همين قماش ، از كار دربياورم . ولى چون يقين دارم كه آقايان دل و دماغ اين كارها را ندارند ، اين است كه ناگزير همينجا با خوانندگان عزيزم خداحافظى ميكنم . 26 اسفندماه 1325 عبد اللّه مستوفى
--> ( 1 ) - با عصاى شكسته راه رفتن از فرانسه اقتباس شده و كنايه از بىاطمينانى به نتيجهء كار و عدم اعتماد بعملى است كه شخص مشغول آنست .